X
تبلیغات
رایتل

درسهایی از قرآن با موضوع مسئولیت انسان در برابر دیده‌ها و شنیده‌ها

پنج‌شنبه 28 بهمن 1395
,جواب درسهایی از قران, پاسخ درسهایی از قرآن, جواب درس هایی از قران, پاسخ درس هایی از قران, جواب درس هایی از قرآن, پاسخ درس هایی از قرآن, پاسخ درسهایی از قران, جواب درسهایی از قرآن, درسهایی از قرآن, درسهایی از قران, پاسخ سوالات درسهایی از قرآن, جواب سوالات درسهایی از قرآن, درس هایی از قران, جواب درسهایی از قران این هفته, درسهایی ازقران, درس هایی از قرآن, پاسخ سوالات درس هایی از قران, پاسخ سوالات درسهایی از قران, جواب سوالات درس هایی از قران, جواب سوالات درسهایی از قران, جواب مسابقه درسهایی از قرآن, پاسخ سوالات درس هایی از قرآن, درسهایی از قرآن جواب, پاسخ درسهایی ازقران, جواب درسهایی ازقران, سوالات درسهایی از قرآن, جواب سوالات درس هایی از قرآن, پاسخنامه درسهایی از قرآن, پاسخ درسهایی ازقرآن,
مسئولیت انسان در برابر دیده‌ها و شنیده‌ها
تاریخ پخش: 28/11/95
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بحث ما در تفسیر و تحلیل یک آیه هست که همه ما به آن نیاز داریم. قرآن می‌فرماید: «وَ لا تَقْفُ» پیگیری نکن،‏ «ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ» (اسراء/36) بعد می‌فرماید: «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا» یعنی چیزی را که علم نداری پیگیری نکن. در مقابل شایعات است. یک چیزی در فضای مجازی آمده، در اینترنت آمده، روزنامه‌ها نوشتند، سایت‌ها نوشتند. معنایش این نیست که راست می‌گویند. چون سایت مثل دیوار کوچه است. در دیوار کوچه هم می‌شود نوشت زنده باد، هم می‌شود نوشت مرده باد! اگر چیزی در سایت آمد معنایش این نیست که درست است، ممکن است دروغ بگوید.
1- تقلید کورکورانه، یا تقلید از عالم
مواردش مهم است. 1- تقلید کورکورانه، یک کسی کاری می‌کند ما هم از او تقلید می‌کنیم. به چیزی که علم نداریم همینطور کورکورانه عقبش می‌رویم. ما چهار رقم تقلید داریم، یک رقم درست است. سه تقلید غلط داریم. سه غلط را من می‌گویم و درستش را شما بگویید. تقلید عالم از عالم غلط است. تو که خودت می‌فهمی، این لباس تنگ است. می‌گوید: مد است. مد باشد. یک کسی دکان کفاشی رفت، یک کفش تنگی به او داد. به کفاش گفت: این پای مرا می‌زند. گفت: حرف نزن! من سی سال است کفاش هستم. گفت: من هم چهل سال است کفش می‌پوشم. تو سی سال هست کفاش هستی معنایش این نیست که کارهایت درست است. ممکن است آدم‌هایی با سابقه‌ی زیاد دسته گل آب بدهند. تقلید عالم از عالم غلط است. 2- جاهل از جاهل غلط است. 3- عالم از جاهل غلط است. فقط تقلیدی که درست است، تقلید جاهل از عالم است. آن هم عالمی که با سوادترین و با تقوا ترین و اعلم باشد.
2- تقلید از عادات، خیلی از عادات غلط است. هر منطقه‌ای ممکن است یک عاداتی داشته باشد. واعظ‌هایی که منبر می‌روند، اگر خواسته باشند هدیه‌ای به او بدهند شب آخر می‌دهند. پول در پاکت می‌گذارند، اگر به آخوند زود پول دادند معنایش این است که فردا شب دیگر نیایید. این اسرار آخوندی است. یعنی دیگر نیا. امشب شب آخر است! یک آقای بزرگواری منبر رفت، ظاهراً منبرش را هم نپسندیدند. همان شب اول پول را در پاکت گذاشتند یعنی خوش آمدی. این فردا شب هم آمد. صاحبخانه گفت: مثل اینکه ایشان عادت مرا نمی‌داند. پول را دادم یعنی دیگر خلاص! شب آخر است. گفت: ببخشید عادات ما این است که اگر به یک واعظ پول دادیم یعنی فردا شب نیا. گفت: عادات ما طور دیگر است. عادات ما اینطور است که اگر یک جایی یک شب رفتیم تا ده شب را برویم! این عادت دلیل بر این نیست که کار درست است. ممکن است کسی یک عادت غلط داشته باشد.
2- خطر خیال‌بافی و توهمات بی‌پایه
3- خیالات، «وَ لا تَقْفُ‏ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ» چیزی که به آن علم نداری، یعنی خیال است. توهم است. می‌گفت: خانم من شش ماه است با من قهر است. می‌گوییم: چرا؟ می‌گوید: من خواب دیدم تو یک زن دیگر هم گرفتی! چون خواب دیده زندگی ما تلخ شده است. اینها همه در جامعه هست. چه افرادی که براساس خیال زندگی‌شان را به هم می‌زنند. روی حساب خیال دخترش را به این می‌دهد. فکر می‌کند این جوان مثلاً چون خوش تیپ است، خوش اخلاق هم هست. یا دختر چون دختر فلانی است اگر داماد این خانواده شود، چنین و چنان است. 
برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید

درسهایی از قرآن با موضوع نگاهی به انقلاب در سایه قرآن

پنج‌شنبه 21 بهمن 1395
,جواب درسهایی از قران, پاسخ درسهایی از قرآن, جواب درس هایی از قران, پاسخ درس هایی از قران, جواب درس هایی از قرآن, پاسخ درس هایی از قرآن, پاسخ درسهایی از قران, جواب درسهایی از قرآن, درسهایی از قرآن, درسهایی از قران, پاسخ سوالات درسهایی از قرآن, جواب سوالات درسهایی از قرآن, درس هایی از قران, جواب درسهایی از قران این هفته, درسهایی ازقران, درس هایی از قرآن, پاسخ سوالات درس هایی از قران, پاسخ سوالات درسهایی از قران, جواب سوالات درس هایی از قران, جواب سوالات درسهایی از قران, جواب مسابقه درسهایی از قرآن, پاسخ سوالات درس هایی از قرآن, درسهایی از قرآن جواب, پاسخ درسهایی ازقران, جواب درسهایی ازقران, سوالات درسهایی از قرآن, جواب سوالات درس هایی از قرآن, پاسخنامه درسهایی از قرآن, پاسخ درسهایی ازقرآن,
 نگاهی به انقلاب در سایه قرآن
تاریخ پخش: 21/11/95
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
عزیزان بحث را در آستانه‌ی 22 بهمن می‌شنوند. نسلی که پا به سن گذاشتند خیلی‌هایشان در جریان هستند. نسل نو حساب کند آیا انقلاب ما یک کودتا بود، 22 بهمن؟ حزبی بر حزبی، قبیله‌ای بر قبیله‌ای، شرقی بر غربی، غربی بر شرقی، یا یک حرکت قرآنی بود؟ من در این جلسه می‌خواهم قدم به قدم کارهای انقلاب را مصداق قرآنی‌اش را برای شما بگویم.
1- مبارزه با طاغوت، اولین وظیفه پیامبران
موضوع: انقلاب در سایه‌ی قرآن، اصل حرکت، در قرآن یک آیه داریم می‌گوید: «اذْهَبْ‏ إِلى‏ فِرْعَوْنَ‏ إِنَّهُ طَغى‏» (طه/24) به موسی می‌گوید: سراغ فرعون برو! چیه؟ فرعون یک آدم متجاوزی است. ستمگر است. طغی، طغیان و تجاوز. خوب این آیه برای حضرت موسی که نیست. یعنی مرد خدا، اولیای خدا یکی از کارهایشان مبارزه با ستمگران است. آیات قرآن، ولو یک مورد خاصی می‌گوید، اما مراد عمومی است. مورد خاصی نیست. سؤال می‌کنم: پیغمبر یتیم بود یا نه؟ بله. هم پدرش را از دست داده بود و هم مادرش. اما خدا به همین پیغمبری که پدر و مادرش از دنیا رفتند، می‌فرماید: «إِمَّا یَبْلُغَنَ‏ عِنْدَکَ الْکِبَر» (اسراء/23) یعنی پیغمبر اگر نزد تو به پیری رسیدند، «أَحَدُهُما» یکی از آنها «أَوْ کِلاهُما» یا هردو، پیغمبر اگر یکی از پدر و مادر، یا هردو نزد تو «کَبَر» یعنی پیری، پیغمبر اگر پدرت پیر شد، مادرت پیر شد، «فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ» مواظب پیرها باش. خدایا تو که می‌دانی پدر پیغمبر نیست. مادر پیغمبر نیست. می‌گوید: می‌دانم نیست، پس این «عِندَک» درست است می‌گوید: نزد تو، ولی غرض شخص پیغمبر نیست، یعنی نزد ما. نمی‌دانم متوجه شدید چه می‌گویم؟
پیغمبر ما پدر و مادرش حیات نداشتند، اما خدا به او می‌گوید: اگر نزد تو پدرت پیر شد، پیداست آنجا هم که خدا به پیغمبر می‌گوید: تو، غرض شخص پیغمبر نیست. برای هر انسانی است. وقتی می‌گوید: «اذْهَبْ‏ إِلى‏ فِرْعَوْنَ» برای یک نفر نیست. درست است خطاب به موسی است، اما مرد خدا باید جلوی ستمگر را بگیرد. بعضی می‌گویند: فلانی خیلی آدم خوبی است. بعد نگاهش می‌کنی با او حرف می‌زنی می‌بینی هیچ خاصیتی ندارد. انسان هرچه به خدا نزدیکتر است باید مبارزه‌اش با طاغوت پررنگ‌تر باشد.
2- قیام و حرکت برای برپاداشتن دین خدا
قیام برای خدا باشد، «تَقُومُوا لِلَّه‏» (سبأ/46) این هم یک آیه‌ی قرآن است. پس اصل حرکت «اذهب» برای خدا «تقوموا» قیام کنید. «لله» برای خدا قیام کنید. چون گاهی وقت‌ها روی رقابت است. یک رئیس قبیله‌ای شتری کشت و آبگوشتی راه انداخت و قابلمه قابلمه در خانه‌ها داد و یک قابلمه را هم در خانه‌ی یک رئیس قبیله‌ی دیگر داد. آن رئیس قبیله گفت: من خودم رئیس قبیله هستم. تو برای من ظرف آبگوشت می‌آوری؟ لگد زد و آبگوشت را هوا کرد. به قبیله‌اش گفت: به کوری چشم او که برای ما قابلمه فرستاده است، ما دو تا شتر می‌کشیم. اولی گفت: پس حالا که اینطور است، ما سه تا شتر می‌کشیم. او گفت: پس ما چهار تا می‌کشیم. روی چشم و هم چشمی صد تا شتر کشتند. حضرت علی فرمود: تمام گوشت‌ها را در بیابان بریزید، شغال‌ها بخورند. چون این آبگوشت برای خدا نیست. چشم و هم چشمی است. این می‌خواهد یک سفره‌ای بیاندازد، این می‌خواهد مهرش، عروسی‌اش، تالارش، او می‌خواهد... اینها چشم و هم چشمی است. حرکت ما «تَقُومُوا لله» برای خدا باشد. افرادی تحت شکنجه زمان شاه رفتند. خیلی‌ها را کتک زدند. شکنجه‌گاهشان هنوز در تهران هست. صحنه‌هایی که چطور شکنجه می‌کردند ولی قرآن می‌گوید: فرعون به کسانی که ایمان آورده بودند، ساحرهایی که ایمان به موسی آورده بودند، فرعون گفت: همه شما را شکنجه می‌کنم. چطور شکنجه می‌کنم؟
دست راست با پای چپ، دست چپ با پای راست، دو تا پا را قطع نمی‌کنم که سینه خیز بروید. دو تا دست را قطع نمی‌کنم که با پا راه بروید. ضربدری شما را می‌کشم. گفتند: «فَاقْضِ‏ ما أَنْتَ قاضٍ» (طه/72) بگویید: ما را بکشند. ما دست از دینمان برنمی‌داریم. این هم برای شکنجه‌گرها. یک عده را زمان شاه زندان کردند. شعار اینها این بود. یوسف گفت: مرا زندان کنید ولی حاضر نیستم آلوده به گناهی شوم که زلیخا از من می‌خواهد. زلیخا می‌خواهد با من رابطه‌ی بد داشته باشد، خدایا من زندان بروم بهتر از این است که گناه کنم. «رَبِ‏ السِّجْن‏» (یوسف/33) ما در زندان باشیم راضی هستیم. 
برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید

درسهایی از قرآن با موضوع ویژگی‌های انقلاب اسلامی ایران

پنج‌شنبه 14 بهمن 1395
,جواب درسهایی از قران, پاسخ درسهایی از قرآن, جواب درس هایی از قران, پاسخ درس هایی از قران, جواب درس هایی از قرآن, پاسخ درس هایی از قرآن, پاسخ درسهایی از قران, جواب درسهایی از قرآن, درسهایی از قرآن, درسهایی از قران, پاسخ سوالات درسهایی از قرآن, جواب سوالات درسهایی از قرآن, درس هایی از قران, جواب درسهایی از قران این هفته, درسهایی ازقران, درس هایی از قرآن, پاسخ سوالات درس هایی از قران, پاسخ سوالات درسهایی از قران, جواب سوالات درس هایی از قران, جواب سوالات درسهایی از قران, جواب مسابقه درسهایی از قرآن, پاسخ سوالات درس هایی از قرآن, درسهایی از قرآن جواب, پاسخ درسهایی ازقران, جواب درسهایی ازقران, سوالات درسهایی از قرآن, جواب سوالات درس هایی از قرآن, پاسخنامه درسهایی از قرآن, پاسخ درسهایی ازقرآن,

ویژگی‌های انقلاب اسلامی ایران


تاریخ پخش: 14/11/95
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بحث را عزیزان پای تلویزیون زمانی گوش می‌دهند که دهه فجر است. در دهه‌ی فجر دو تا پنج‌شنبه داریم که درسهایی از قرآن پخش می‌شود. من هم معلم قرآن می‌خواهم باشم. این نگاهی به انقلاب در سایه‌ی قرآن و امتیاز این انقلاب ما با سایر انقلاب‌ها، در دنیا انقلاب زیاد می‌شود. شده است و می‌شود و خواهد شد. اما انقلاب ما بزرگ‌ها در جریان هستند، برای بزرگ‌ها تذکر است و برای نسل نو هم توجه است.
1- انقلاب بر پایه دین اسلام
پس موضوع بحث ما تفاوت انقلاب ایران با سایر انقلاب‌هاست. 1- براساس دین بود. انقلاب، انقلاب حزبی نبود. یک حزبی بر حزبی، انقلاب قبیله‌ای و نژادی نبود. سیاه پوست بر سفید پوست یا سفید پوست بر سیاه پوست، بر پایه‌ی دین بود. 2- رهبرش فقیه عادل بود. رهبرش یک فقیه مجتهد و عادل و بی‌هوس بود. این بی‌هوس بودن خیلی مهم است.
در عراق یک نفر جانور گرگی به نام صدام پیدا شد. که به عدد هر حرفش یک نفر را کشت. «ص» صدام صدوقی، «د» دستغیب، «الف» اشرفی، «میم» مدنی. یعنی به عدد هر حرفش یک مجتهد را کشت. چرا؟ برای اینکه هوس کرد بگویند: قهرمان عرب صدام است. قهرمان قادسیه عرب است. در این شیوخ عرب می‌خواست قهرمان شود. مسأله‌ی مردم، مردمی بود.
3- انقلابش مردمی بود. بدون وابستگی به شرق و غرب بود. اینطور نبود که از شرق شوروی یا از غرب آمریکا کمک شود. اینها مهم است. وحدتی بی‌نظیر داشت. توجه به مستضعفین جهان داشت. ما در ایران خیابان آفریقا داریم، ولی خیابان آمریکا نداریم. توجه به نژاد سیاه داشت. وقتی لانه جاسوسی را گرفتند، به دستور امام یک سیاه پوست در آمریکایی‌ها بود. فرمود: این را آزاد کنید. این هم مجرم است، ولی چون به نژاد سیاه ظلم شده است، ما به این نژاد رحم می‌کنیم. مجرم است ولی آزادش کنید. اسلامش اسلام ناب بود نه اسلام تحجر، سعودی مسلمان است، تحجر، از حجر است. حجر یعنی سنگ. خشک، اسلام خشک...
می‌گویند: چهار تا فقیه بالاتر از اینها نیستند. باید حتماً از این چهار فقیه پیروی کنید. چه کسی گفته است؟ به چه دلیل؟ اگر دلیلی از قرآن دارید، روی چشم، دلیلی از پیغمبر داریم. «کتاب الله و سنتی» اما وقتی نه در روایات داریم، نه حدیث معتبری هست. نه قرآن هست بگوییم: نه، هرکسی باید در یکی از این چهار فرق باشد. یا شافعی باشد. یا حنبلی باشد، یا مالکی باشد یا حنفی. حالا اگر کسی غیر از این چهار تا دین دیگری داشت، اهل‌بیت را باید رد کنیم؟ کشورهای دیگر دین رسمی را چهار فرقه می‌گویند. جعفری را حذف کردند. حال آنکه اهل‌بیت قرن اول بودند. حضرت علی و حضرت زهرا، امام حسن و امام حسین(ع) قرن اول هجری بودند. این چهار آیت الله شما قرن دوم از مادر متولد شدند. یعنی تولد ابوحنیفه، مالکی و شافعی، چهار تا فقها، قرن دوم هجری از مادر متولد شدند. ما قرن اول بودیم. یک آیه‌ای را ایرانی‌ها حفظ هستید. غیر ایرانی‌ها هم خیلی‌ها حفظ هستند. «وَ السَّابِقُونَ‏ السَّابِقُونَ‏، أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ» (واقعه/10 و 11) ما یک قرن جلوتر هستیم. به چه دلیل باید امام صادق حذف شود ابوبریره شود. ابوبریره دارید یعنی باید امام صادق حذف شود؟ چه کسی گفت: فقیه چهار تا هستند. چه کسی گفت: غیر اینها نباشد؟ تازه اهل‌بیت شهید شدند. آیت الله‌های شما یکی هم شهید نشد. قرآن می‌گوید: «وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِینَ‏ عَلَى الْقاعِدِین‏» (نساء/95) شهید که مقامش برتر از غیر شهید است. تازه اهل‌بیت معصوم هستند. قرآن در مورد اهل‌بیت می‌گوید: «وَ یُطَهِّرَکُمْ‏ تَطْهِیراً» (احزاب/33) در مورد آنها هیچکس نگفته «یطهرکم» برای ابوحنیفه است یا شافعی است. چهار تا فقیه هستند، می‌خواهید پیروی کنید بسم الله! ما حرفی نداریم. ولی شما هم نباید حرف داشته باشید... 
برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید

درسهایی از قرآن با موضوع اخلاق آموزش در قرآن

سه‌شنبه 21 دی 1395
,جواب درسهایی از قران, پاسخ درسهایی از قرآن, جواب درس هایی از قران, پاسخ درس هایی از قران, جواب درس هایی از قرآن, پاسخ درس هایی از قرآن, پاسخ درسهایی از قران, جواب درسهایی از قرآن, درسهایی از قرآن, درسهایی از قران, پاسخ سوالات درسهایی از قرآن, جواب سوالات درسهایی از قرآن, درس هایی از قران, جواب درسهایی از قران این هفته, درسهایی ازقران, درس هایی از قرآن, پاسخ سوالات درس هایی از قران, پاسخ سوالات درسهایی از قران, جواب سوالات درس هایی از قران, جواب سوالات درسهایی از قران, جواب مسابقه درسهایی از قرآن, پاسخ سوالات درس هایی از قرآن, درسهایی از قرآن جواب, پاسخ درسهایی ازقران, جواب درسهایی ازقران, سوالات درسهایی از قرآن, جواب سوالات درس هایی از قرآن, پاسخنامه درسهایی از قرآن, پاسخ درسهایی ازقرآن,


 اخلاق آموزش در قرآن
تاریخ پخش: 07/11/95
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
در این جلسه می‌خواهم در مورد اخلاق آموزش صحبت کنم. چون تقریباً پنج میلیون دانشجو داریم. دوازده میلیون، سیزده میلیون دانش آموز داریم. یک میلیون معلم داریم. غیر از اساتید دانشگاه، به هر حال نیاز است... مشکل دنیا هم امروز اخلاق است. آموزش نیست. گیر در «یُزَکِّیهِمْ‏» است، در «وَ یُعَلِّمُهُم‏» نیست. الآن مشکل آمریکا این است که سواد ندارد، یا مشکل آمریکا این است که آدم نیست. مشکل آمریکا اخلاقش است. فتنه‌هایی که در دنیا هست برای بی‌سوادی است؟ بی‌سوادها چه فتنه‌هایی تا به حال در دنیا کردند؟ من خودم رئیس بی‌سوادها در ایران هستم. نهضت سواد آموزی! پنجاه میلیون بی‌سواد بودند، خطری نبود. بله یک جاهایی بخاطر بی‌سوادی یک دارو را اشتباه به بچه‌اش می‌داد. بی‌سوادی یک جهل است و بد است. خیلی هم بد است. ولی فتنه‌ها، جنایت‌ها، به دست آدم‌های بداخلاق است. می‌خواهم در مورد اخلاق صحبت کنم.
1- فارغ التحصیل، واژه‌ای نادرست
چند تذکر را اینجا نوشتم برای شما بگویم. یک کتابی هم در این زمینه نوشتم، چکیده‌ای از این کتاب را هم می‌گویم. بسم الله الرحمن الرحیم، موضوع: اخلاق آموزش. مسأله‌ی اول اینکه: 1- خود را فارغ التحصیل ندانیم. این یک مسأله‌ی مهمی است. یعنی باید آموزش دائمی باشد. من بارها این را گفتم. در قرآن آیاتی که آمده و سفارش شده قرآن بخوانید، یعنی هی تکرار شود. ما فارغ التحصیل نداریم. کسانی که امکانات بیشتری دارند، باید سواد بیشتری داشته باشند. دیشب جلسه‌ای برای طلاب و روحانیون داشتم. گفتم: شما در منطقه‌ای درس می‌خوانید که هوایش با کم و زیادش هفت، هشت درجه با جاهای گرمسیر فرق دارد. هوای خوزستان و بندرعباس با هوای ملایر و تویسرکان فرق می‌کند. تهران با دماوند فرق می‌کند. خوانسار با اصفهان فرق می‌کند. جایی که هوایش خنک‌تر است باید دانشجو و معلم و استاد دانشگاهش و آخوندش باسوادتر باشند. اگر بود، الحمدالله، اگر نبود آب و هوای خنک... زشت است بگویم: حرامشان باشد. نه زشت نیست حرامشان باشد. چون آب و هوای خنک می‌خورد. ولی شکر این آب و هوای خنک این است که اگر در تهران سه ساعت مطالعه می‌کند، در جایی که آب و هوایش خنک است باید پنج ساعت مطالعه کند. 

برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید

درسهایی از قرآن با موضوع اخلاق تشویق و توبیخ

سه‌شنبه 21 دی 1395
,جواب درسهایی از قران, پاسخ درسهایی از قرآن, جواب درس هایی از قران, پاسخ درس هایی از قران, جواب درس هایی از قرآن, پاسخ درس هایی از قرآن, پاسخ درسهایی از قران, جواب درسهایی از قرآن, درسهایی از قرآن, درسهایی از قران, پاسخ سوالات درسهایی از قرآن, جواب سوالات درسهایی از قرآن, درس هایی از قران, جواب درسهایی از قران این هفته, درسهایی ازقران, درس هایی از قرآن, پاسخ سوالات درس هایی از قران, پاسخ سوالات درسهایی از قران, جواب سوالات درس هایی از قران, جواب سوالات درسهایی از قران, جواب مسابقه درسهایی از قرآن, پاسخ سوالات درس هایی از قرآن, درسهایی از قرآن جواب, پاسخ درسهایی ازقران, جواب درسهایی ازقران, سوالات درسهایی از قرآن, جواب سوالات درس هایی از قرآن, پاسخنامه درسهایی از قرآن, پاسخ درسهایی ازقرآن,

اخلاق تشویق و توبیخ
تاریخ پخش: 30/10/95
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
در این جلسه می‌خواهم راجع به اخلاق آموزش که جلسه قبل مطالبی را گفتم، این جلسه اخلاق توبیخ و تشکر را بگویم. بالاخره آدم به بچه‌اش می‌گوید: آفرین. به او می‌گوید: بارک الله! برای او کف می‌زند. برای او سوت می‌کشد. برای او صلوات می‌فرستد. تشویقی، جایزه می‌دهد. چگونه تشویق کنیم؟ از طرفی گاهی توبیخ می‌کنیم. در روزنامه‌ها، صدا و سیما، در شرکت‌ها و بازار، این چرا اینطور کرد؟ او چرا اینطور کرد؟ بنابراین اخلاق توبیخ و تشویق، موضوع بحث این است، چون اینها هرکدام یک فرمولی دارد.
بسم الله الرحمن الرحیم، موضوع: اخلاق آموزش. موضوع بحثمان: اخلاق توبیخ و تشویق.
اگر توبیخ می‌کنیم چقدر و چگونه؟ اگر تشویق می‌کنیم چقدر و چگونه؟ اول اینکه توبیخ به یأس کشیده نشود. من بیست نکته یادداشت کردم برای شما بگویم. هر نکته‌ای یک دقیقه، بیست دقیقه، بیست نکته بگویم. این بحث به درد مربی‌ها، معلمین و طلبه‌‌ها و کسانی که در بحث روانشناسی کار می‌کنند، می‌خورد. یک بحث خیلی مفید و عمومی انشاءالله خواهد بود.
1- خطر یأس در صورت توبیخ شدید
1- توبیخ به یأس کشیده نشود. این یک مورد. یعنی طوری نگوییم: تو کارت خراب است. خودت خرابی، ضایع کردی. خاک بر سرت کنند. چقدر پست هستی. چقدر رذل هستی. یک طوری توبیخ نکنیم که این فکر کند دیگر برود هیچوقت نمی‌تواند سر بلند کند. طرف را رگبار نبندیم.
نقل شد حضرت عیسی با جمعی داشتند می‌رفتند. یک سگ مرده‌ای افتاده بود. هرکسی گفت: اَه چقدر زشت است. یکی گفت: چقدر سیاه است. یکی گفت: چقدر کثیف است. یکی گفت: چقدر بو می‌دهد! هرکسی یک چیزی گفت. ولی حضرت عیسی فرمود: باقی‌اش را می‌دانید؟ حضرت عیسی فرمود: چه دندان‌های سفیدی دارد؟ یعنی عیبش را می‌گویی، خوبی‌هایش را هم بگو. قرآن وقتی می‌خواهد بگوید: شراب نخورید. می‌گوید: شراب یک منافعی هم دارد. «فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ» (بقره/219) یعنی در شراب و قمار منفعت هم هست.
شما می‌دانید در شراب چقدر آدم نان می‌خورد؟ کسانی که انگور می‌کارند. شراب از انگور است. کشاورزان انگور نان می‌خورند. کسانی که این انگور را به شراب تبدیل می‌کنند. کارخانه‌های شراب سازی، چقدر کارخانه شراب سازی داریم؟ کارخانه‌های بطری سازی. کارخانه‌های کارتن سازی؟ ماشین‌هایی که شراب را حمل و نقل می‌کند. مغازه‌هایی که شراب را می‌فروشد. بالاخره دولتی که از این شراب مالیات می‌گیرد. در شراب یک عده دستشان بند است. در قمار هم همینطور است. تأسیس قمارخانه‌ها، بالاخره یک عده ممکن است به نان و آب برسند. قرآن می‌گوید: همه را می‌دانم. «فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ» منفعت‌هایی هست ولی «وَ إِثْمُهُما أَکْبَر» (بقره/219) ضررش بیش از منفعتش است. شراب روی چشم انسان، روی کلیه انسان، روی قلب انسان، روی نسل انسان، روی اخلاق انسان اثر می‌گذارد.
2- از کار توبیخ شود، نه از شخص. نگوییم: تو بدی. بگوییم: کارت بد بود. یک کسی کار خلاف می‌کند، بگو: تو خوبی، کارت بد بود. قرآن می‌گوید: «إِنِّی لِعَمَلِکُمْ‏ مِنَ الْقالِین‏» (شعرا/168) من از عمل شما ناراحت هستم. نمی‌گوید: شما آدم بدی هستید. عملت بد است! این خیلی مهم است. یکوقت می‌گوییم: تو بد هستی. طرف ضربه فنی می‌شود. یکوقت می‌گویی: آقای قرائتی تو آدم بدی هستی. خوب من اگر غیرت داشته باشم باید خوابم نبرد. یکوقت می‌گوید: آقای قرائتی این حدیث را اشتباه خواندی. این حدیث را اشتباه خواندی خوب من معصوم نیستم. ممکن است اشتباه کنم! هیچوقت به طرف نگویید: تو بد هستی. بگو: کارت بد است. 


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید
( تعداد کل: 22 )
   1       2       3       4       5    >>